بودن یا نبودن،مساله این است! :: درحوالی من

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

To live would be an awfully big adventure
💙💙❄⛄💙💙❄⛄
some day, it'll leave me, this green youth
+ باید سی سال دیگر از عمرت بگذرد
یک روز که دیگر تمام موهایت سفید شده...
روبروی آینه، چشمانت را
بازو بسته میکنی تا تصویر واضحی
از خودت ببینی
آن روز شاید لحظه ای
دخترک دیوانه ای
از ذهنت عبور کند که دورانی،
دیوانه وار برای چشمانت شعر می گفت.

بودن یا نبودن،مساله این است!

جمعه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۲، ۱۱:۴۲ ق.ظ

(اقتباس از درام «هملت» هنگامی که هملت

 با نامزدش «ایفیلیا» مشغول صحبت است.)             

 ویلیام شکسپیر

 

                                                                       

       بودن یا نبودن،مساله این است! آیا پسندیده‌تر آن‌است که تازیانه‌ها و بلاهای روزگار غدار را با پشت شکسته و خمیده‌مان متحمل شویم یا این که ساز و برگ نبرد برداشته، به جنگ مشکلات فراوان رویم تا آن دشواری‌ها را از میان برداریم؟ مردن... آسودن... سرانجام همین است و بس؟ اگرخواب مرگ دردهای قلب‌مان و هزاران آلام دیگر را که طبیعت در پیکر ما فرو ریخته پایان بخشد، نهایت و سرانجامی است که باید آرزومند آن بود.


       مردن... آسودن... وباز هم آسودن... و شاید در احلام خویش فرو رفتن. آه، مشکل همین‌جاست. آن‌زمان که این قفس خالی و فانی را به دور افکنیم، در آن خواب مرگ، شاید رویاهای ناگواری ببینیم! ترس از همین رویاهای زود گذر است که ما را به تحمل و تامل وا می‌دارد و این ملاحظات است که عمر مصیبت و نگون‌بختی را چنین طولانی می‌سازد.


       چه اگر کسی ایقان کند که با خنجری برهنه می‌تواند آسودگی یابد،کیست که در برابر این ضربات توان‌سوز و خفت‌های جان‌فرسای زمانه،تمرد متمردان، تفرعن متفرعنان، آلام عشق درماندگان، درنگ‌های دیوانگان، وقاحت محتشمان و تحقیرهایی که صبوران از دست عجولان می‌بینند را ببیند و تن به تحمل این دردها در دهد؟ کیست که حاضر شود پشت خود را زیر این بارهای گران خم کند و بخواهد در زیر فشار این زندگی دردآلود پیوسته ناله و شکایت کند و عرق تن فشاند؟


       همانا بیم از واپسین مرحله‌ی مرگ، یعنی همان سرزمین نامکشوفی که از مرزهایش سفرگری باز نمی‌گردد، انسان را سرگردان و عزم او را خلل پذیر می‌کند و ما را ناگذیر می‌نماید تا همه آلامی را که اینک در خود نهفته‌ایم، تحمل کنیم و خویشتن را به شکنجه‌هایی که از دوام و قوام آن بی‌خبریم،بیافکنیم! 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۲۳
❄⛄💙محدثه محزون💙❄⛄

دیالوگ های معروف

نظرات  (۹)

سلام خانمی
ممنون از حضور سبزت
وب زیبایی داری......
با آرزوی بهترینها برای تو..........
پاسخ:
مرسی عزیزم
همچنین
چند وقتی است هرچه میگردم حرفی بهتر از سکوت پیدا نمیکنم

نگاهم اما
گاهی حرف میزند
گاهی فریاد میکشد.....

مرسی اومدی
پاسخ:
خواهش
سپاس از حضورت:)
چنین گفت زرتشت: عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد.
پاسخ:
سپاس از حضورتان:)

سلام وب جالبی داری

اگه با تبتدل لینک موافقی خبرم کن

پاسخ:
سلام
مرسی از حضورت
حتما لینکت میکنم:)
بازم ممنونم:)
درود. بله مرگ. شاید مرگ راه پایان خوبی باشد برای از بین بردن تمام سختی ها، در این دنیا انسانهای بسیاری از مرگ می هراسند و وحشت دارند، و کسانی هم هستند که از مرگ نمی هراسند، تفاوت بین این انسانها در یک کلمه می ترسم و نمی ترسم خلاصه نمی شود، این فقط ظاهر قضیه است، من خودم بارها و بارها به پایانی اینگونه اندیشیده ام ولی....
بگذریم، در مورد زندگی پس از آن هم خیلی ها اعتقادی به آن ندارند، و خیلی ها هم دارند، نظر بنده این است که در این دنیا هر چه قدر آرامتر و بدون اذیت و آزارتر زندگی کنی در هر جای دیگر (همان آخرت و دنیای ابدی) اذیت نخواهی شد، اگر این دنیا دلی را بشکنی تاوانش را چه در این دنیا و یا در جایی دیگر (همان آخرت) خواهی دید. 
بگذریم، باز هم آمدم به وب شما و چانه هایم گرم شد و دستانم شروع به نوشتن کرد و سرتان را درد آوردم، 
پر حرفی بنده را به بزرگی خودتان ببخشید.
مطلبتان زیبا بود.
پاسخ:
نفرمایید
سخنان شما همیشه زیبا بجا و منطقی بوده حداقل برای من :)
تشکر بخاطر حضورتان:)
آری به راستی مسئله این است بودن یا نبودن...
پاسخ:
بله همین است بودن یا نبودن....
حالا سوال هنوز این است:
بودن یا نبودن؟؟!!!!
پاسخ:
هردوش:دی

چه حرف بی ربطیست
که مرد گریه نمی کند، 
گاهی آنقدر بغض داری
که فقط باید مرد باشی
تا بتوانی گریه کنی.

دیالوگی از رمان گناهکار:

دوست داشتنت گناه باشد یا اشتباه گناه میکنم تورا حتی به اشتباه.

باسپاس وبلاگت خیلی خوشگله جیییییگرم.{محدثه جون}

پاسخ:
مرسی عزیزم
و مرسی از حضورت
و بیشتر از اون مرسی از دیالوگ زیبایی که گذاشتی ^_________^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی