جای خالی یاس :: درحوالی من

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی💙❄⛄💙

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی💙❄⛄💙

درحوالی من

نوشته های این وبلاگ دلنوشته های شخصیه خودمه
ممنون میشم ذهنم کپی نشه ^_^
💙💙❄⛄💙💙❄⛄
some day, it'll leave me, this green youth
+ باید سی سال دیگر از عمرت بگذرد
یک روز که دیگر تمام موهایت سفید شده...
روبروی آینه، چشمانت را
بازو بسته میکنی تا تصویر واضحی
از خودت ببینی
آن روز شاید لحظه ای
دخترک دیوانه ای
از ذهنت عبور کند که دورانی،
دیوانه وار برای چشمانت شعر می گفت.

جای خالی یاس

يكشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۲، ۱۰:۵۷ ق.ظ
سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛ در غروبی که شاخه‏ات را شکسته بودند.

امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی‏حدیث حضور او، خاموش است.
... علی، شبانه یاس می‏کارد! شبانه، داغ دلش را به خاک می‏گوید؛ اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد.
کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟
بی‏مهر رُخت
پر کشیدن تو، پایان گریستن‏هایت در سوگ پدر بود. آرام بخواب، ای شهر! دیگر امشب صدای ناله‏های زهرا، کسی را نخواهد آزرد.
علی چراغ‏ها را خاموش کرده تا شبِ غریبی او، در آغوش طفلانش به سر شود و شب‏های دیگر، قصه دنباله‏داری را برای چاه بازگوید و زمزمه کند:
«بی‏مهر رخت روز مرا نور نمانده است/ وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده‏ست
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم/ دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده‏ست»
چه زود رفتی!
قرآن را بوسیدم، گلبرگ‏های یاس، از لابه‏لای ورق‏ها فرو ریخت. یاس‏ها چقدر شبیه تواند، فاطمه! ای گم‏گشته بقیع! کدام گم‏شده به تو پناه آورد و پیدایش نکردی؟!
ای بهشت گم‏شده پهلو شکسته، کدام شکسته! از تو التیام جست و مرهم نگذاشتی؟! تو، آن‏سوی خودت بودی و همیشه بهترین را برای دیگران می‏خواستی و این است شیوه عشق، که از پدر به تو رسیده بود.
بانوی مهربانی و آیینه‏ها، سلام!... اما چه زود وقت خداحافظی رسید...


موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۲۵
❄⛄💙محدثه محزون💙❄⛄

متن های ادبی

نظرات  (۹)

زیبا بود
پاسخ:
سپاس

دیگر آن خنده زیبا به لب مولا نیست /

 همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست /

قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید /

چاه فهمید کسی همچو علی تنها نیست /

ایام وفات جانسوز حضرت صدیقه شهیده را به شما و تمام بازدیدکنندگان وبلاگتون تسلیت میگم.         "التماس دعا"

پاسخ:
التماس دعا

سپاس از حضورتون و تسلیت میگم شهادت بانو فاطمه زهرا رو

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی


نهالی کاشت میون باغچه مهربونی


می گفت سفر که رفتم یه روزو روزگاری


این بوته یاس من می مونه یادگاری


هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید


میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید


اونایی که نداشتن ازخوبی ها نشونه


دیدند که خوبی یاس باعث زشتی شونه


عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس


ساقه هاشو شکستن آدمای نا سپاس


یاس جوون مرگ ما تکیه زدش به دیوار


خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار


یه باغبون دیگه شبونه یاس و برداشت


پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت


هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس


اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

پاسخ:
سپاس از حضورتون:)

سرفه هایم صدای خرده شیشه میدهد
فکر کنم دلم شکسته.

پاسخ:
سپاس از حضورتون:)
گاهی ی اشک میشه دلیل شکستن منوتو
مرسی ک بهم سرزدی
پاسخ:
مرسی از حضورت

مرسی بابت شعر قشنگت.

ببخشید که یکم دیر شد.. نبودم.

پاسخ:

هرچند دیر
مهم حضور بود
سپاس از حضورت:)
سلام خوبی؟ ممنون بهم سر زدی اینو لینک کردم بازم پیشم بیا خوشحال میشم
پاسخ:
سلام
سپاس از حضورت
لینک شدی
حتما سر میزنم:)

سلام ممنونم که به وب منم سری زدی

وب قشنگ و خواندنی داری.

پاسخ:
سلام
ممنون از حضورت
lسلام گلم ممنون که به وبم سر زدی.
وبت حرف نداره!!!
اگه با تبادل لینک موافقی زود تر خبرم کن.
بازم مر30
پاسخ:
سلام
ممنونم
لطف داری
باافتخار لینک شدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی