بایگانی بهمن ۱۳۹۵ :: درحوالی من

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

To live would be an awfully big adventure
💙💙❄⛄💙💙❄⛄
some day, it'll leave me, this green youth
+ باید سی سال دیگر از عمرت بگذرد
یک روز که دیگر تمام موهایت سفید شده...
روبروی آینه، چشمانت را
بازو بسته میکنی تا تصویر واضحی
از خودت ببینی
آن روز شاید لحظه ای
دخترک دیوانه ای
از ذهنت عبور کند که دورانی،
دیوانه وار برای چشمانت شعر می گفت.

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۳۱
❄⛄💙محدثه محزون💙❄⛄

اونقد به نظرم دوره که خیلی سخت میتونم تصور کنم یه روزی وجود داشته...

انگار هیچوقت وجود نداشته...

هیچوقت...

مثل یه رویای مبهم تو یه شب تابستونی...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۲۷
❄⛄💙محدثه محزون💙❄⛄

باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور می برم:

خیلی دلم می خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یکبار، از میانِ مُرده ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.

این آخرین آرزوی من است؛ روزنامه ها را زیرِ بغل می زنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایعِ این جهان باخبر می شوم.

و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب می روم.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۲۵
❄⛄💙محدثه محزون💙❄⛄