نفس های پاییز :: درحوالی من

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

To live would be an awfully big adventure
💙💙❄⛄💙💙❄⛄
some day, it'll leave me, this green youth
+ باید سی سال دیگر از عمرت بگذرد
یک روز که دیگر تمام موهایت سفید شده...
روبروی آینه، چشمانت را
بازو بسته میکنی تا تصویر واضحی
از خودت ببینی
آن روز شاید لحظه ای
دخترک دیوانه ای
از ذهنت عبور کند که دورانی،
دیوانه وار برای چشمانت شعر می گفت.

نفس های پاییز

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ق.ظ

می دانی؟

از یک جایی به بعد دیگر دنبال یک سری چیز ها نمی گردی

حتی شاید منتظرشان هم نباشی

از یک جایی به بعد فقط و فقط به خودت فکر میکنی

به دنبال خودت می روی

منتظر خودت می شوی

برای خودت تلاش می کنی

فقط خودت!


پ.ن : دقیقا در همان نقطه از زندگی ات که میفهمی هیچکس برایت، تو نمی شود!!!

گفت که دیوانه نه ای،

لایق این خانه نه ای،
رفتم و دیوانه شدم...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی