چند شب پیش... :: درحوالی من

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

در حوالی یک آدمک برفی

درحوالی من

some day, it'll leave me, this green youth
💙❄⛄💙❄⛄
Since I was a child
I've always loved a good story
I believed that stories helped us to ennoble ourselves
to fix what was broken in us
and to help us become the people we dreamed of being
Lies that told a deeper truth

آخرین مطالب
نویسندگان

چند شب پیش...

جمعه, ۱۸ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ب.ظ

چند شب پیش که از خواب پریدم رفتم تو حیاط

بعد مدتها به آسمان نیمه شب خیره شدم

هنوزم سرجاشون بودن

با همان شکوه زیبایی سابق

اما تنها فرقش این بود دیگر نگاهم نگاه آن دخترک خیال پرداز گذشته نبود

اکنون کمی بیشتر منطق هم با آن آمیخته بود...

اما آنها زیباتر از قبل

با آرامشی وصف نشدنی

مرا به امید های از دست رفته دعوت میکردند...

نظرات  (۵)

من و ماه و ستاره ها چه شب ها که نداشتیم
لایک

لایک
  • ...May the gates of "Quel'Thalas" be open to you, always
  •  "" u can change the word between

سلام


خیلی هم خوب:)

من این احساس قشنگ ماه و ستاره دیدنو بیشتر روی پشت بام تجربه کردم...
پاسخ:
سلام به شما گیگیلی مهربان :دی
بسیار هم عالی
من از همون دوران کودکی تو حیاط خونمون تجربه کردم...
فوق العاده است...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی